چقدر سخته وقتی داری تو پارک قدم میزنی.. چشمت به یه ادم اشنا بیوفته وقتی خوب نگاه کنی ببینی اونه ... و تو کیفت دنبال عینک دودی بگردی و به چشمت بزنی که نشناستت.....
و چقد سختره که ببینی دست یه بچه هم تو دستشه و همسرش همراهشه و اسم بچشونا و قتی صدا میکنن یادت بیوفته که به تو هم همینا میگفت: اسم بچمونا میزاریم این. وقتی به خودت میای میبینی رو یکی از صندلیهای پارک نشسی و اشک امونتا بریده....

|
امتیاز مطلب : 3
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2